آخرین دیدگاهها
- دکتر امیر سخاوتی در ازمایش تیروئید
- دکتر امیر سخاوتی در تغییر در ظاهر
- دکتر امیر سخاوتی در عدم نعوذ کامل در شب زفاف
- سید در عدم نعوذ کامل در شب زفاف
- دکتر امیر سخاوتی در دروغ
دستهها
ازدواج استرس اعتماد به نفس اعتياد افسردگی افكار مثبت انسان های بزرگ بهداشت جنسي بهداشت روانی بهداشت زنان تربيت فرزند ترس تغذيه تغذیه جنسی تغذیه و رژیم درمانی تغذیه کودک و نوجوان تناسب اندام توانمند سازي جنسي خانواده خوشبختی داستانک دستهبندی نشده ذهن زناشویی زنان زندگی سلامت شوهران دلخواه طلاق عشق و نفرت مردان مشاوره ازدواج مشاوره تغذیه مشاوره تلفنی مشاوره جنسی مشاوره روانشناسی مشاوره پزشکی مواد غذایی موفقیت مکمل های غذایی نوجوان ورزش چاقی کودکبایگانی
- مؤسسه صدای سلامت با همكاری شركت سيبه از سال 1385 خدمات جامع مشاوره تلفنی در زمينه های مشاوره روانشناسی ، تغذيه و پزشكي به ايرانيان ارائه كرده است. هدف از راه اندازی اين وبلاگ انعكاس بخشی از مشاوره های انجام شده و همچنين استفاده از نظرات و تجربيات شما كاربران گرامی جهت ارتقای كیفیت خدمات مشاوره تلفنی صدای سلامت می باشد. شما عزیزان می توانید در استان تهران با شماره هوشمند 9092301919 و از شهرستانها با شماره 23584444 با مشاوران صدای سلامت ارتباط برقرار کنید.
اطلاعات
بایگانی دسته: داستانک
>خدایا شکر
> روزی مردی خواب عجیبی دید ! دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند . هنگام ورود ، دستۀ بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که … ادامهی خواندن
ارسال شده در انسان های بزرگ, داستانک
پاسخ دهید:
>مرد کور
> روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود ، روی تابلو خوانده می شد : من کور هستم ، لطفا کمک کنید . روزنامه نگار خلاقی از کنار … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستانک
پاسخ دهید:
>قلب تو کجاست ؟
> رابرت داوینسن زو ، قهرمان مشهور ورزش گلف آرژانتین زمانیکه در یک مسابقه موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود ، در پایان مراسم زنی به سوی او دوید و با تضرع و التماس از او خواست تا پولی … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستانک
پاسخ دهید:
>من عصبانیم چه کار کنم
> وقتی عصبانی هستی، نباید آن را خفه کنی یا بر سر دیگران خالی کنی. خیلی ساده است به آن آگاهی پیدا کن و ببین که این حالت تو، می تواند به حالتی مثبت تبدیل شود. یک شاگرد ذن نزد … ادامهی خواندن
ارسال شده در بهداشت روانی, داستانک, زندگی
پاسخ دهید:
>فصلهای زندگی
> مردی چهار پسر داشت آنها را به ترتیب سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود:پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستانک, زندگی
پاسخ دهید:
>احوال پرس وظیفه شناس
> شنبهساعت 5.10 دقیقه است ، سر کارم دیر می رسم، توی راهرو یکی از همکارامو می بینم اونم مثل من دیر رسیده ، می پرسه خوبی؟ اما منتظر جواب من نمی شه و با عجله از کنارم می گذره. … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستانک, زندگی, سنگ صبور
پاسخ دهید:
>زن نظافتچی
> من دانشجوی سال دوم بودم . یک روز سر جلسۀ امتحان وقتی چشمم به سوال آخر افتاد ، خنده ام گرفت ! فکر کردم استاد حتما قصد شوخی کردن داشته است ، سوال این بود : نام کوچک زنی … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستانک
پاسخ دهید:
>بازیگر
> مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستانک
پاسخ دهید:
>دعوای زن و شوهر !!!
> مدت زیادی از زمان ازدواجشان می گذشت و طبق معمول زندگی فراز و نشیب های خاص خودش را داشت . یک روز زن که از ساعت های زیاد کار شوهر عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستانک
پاسخ دهید:
>ببخشید شما ثروتمندید ؟
> هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند.پسرک پرسید : «ببخشید خانم! شما کاغذ باطله دارین»کاغذ باطله … ادامهی خواندن
ارسال شده در افكار مثبت, داستانک
پاسخ دهید:







