پنجشنبه ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

غذاهای پر کالری به همان اندازۀ کوکائین و یا نیکوتین اعتیاد آور هستند

نقش مشاوره روانشناسي در حل اختلافات زناشويي


سلام،امروز يك آقاي 27 ساله به من زنگ زد. توي صداش هم ناراحتي بود و هم بغض. ازش خواستم بيشتر خودش رو معرفي كنه، گفت : من مجيد هستم، 3 ساله كه با دختري كه دوستش داشتم و با هم دوست بوديم ازدواج كردم. الان يك دختر 2 ساله هم دارم، توي يك شركت كار مي‌كنم و حدود 400 هزار تومان در ماه درآمد دارم كه 300 هزار تومانش رو قسط مي‌دم و بقيه‌اش مي‌مونه براي زندگيم. ( با خودم فكر كردم كه با اين مقدار پول و با داشتن يك بچه حتما فشار زيادي رو تحمل مي‌كنه)

ادامه داد كه: خيلي خسته‌ام.از دعواها و بحثهايي كه با همسرم مي‌كنم. از صبح مشغول كارم و هزاران تنش رو تحمل مي‌كنم و شب هم كه دائما در حال دعوا با همسرم هستم.همسر من يكم عصبي و دنبال بهانه مي‌گرده. بخدا از بس دعوا كرديم ديگه بريدم(زد زير گريه. خانمهاي زيادي وقتي با من صحبت مي‌كنند گاهي اشك مي‌ريزند، اما آقايون احتمالا به خاطر غرورشون بغضها رو قورت مي دن. وقتي ديدم اينقدر دلش پر، اجازه دادم گريه كنه و بدور از مرد بودنش يكم خودش رو تخليه كنه)گفتم مجيد خان بحثهاي شما بيشتر در چه مواردي؟

گفت: بخدا نمي‌دونم، خودم هم گم كردم و نمي‌فهمم چي باعث اين دعواها مي‌شه.ولي زندگيمو دوست دارم و مي‌خوام حلش كنم. از طرفي دختر كوچكم كه گناهي نداره.چه كاري انجام بدم؟

شما و همسرتون نياز به استفاده از يك مشاوره روانشناسي به صورت حضوري داريد. گاهي ما توي زندگي اينقدر دچار فشار و تنش مي‌شيم كه احساس مي‌كنيم هيچ راهي جلوي پامون نيست، غافل از اينكه مي‌تونيم با يك متخصص، مشاوره كنيم. نقشي كه مشاوره روانشناسي براي شما داره به اين صورت هست كه، هم به صورت انفرادي و هم بصورت 2 نفره با شما و همسرتون صحبت مي‌كنه. گاه به دلايل جزئي همسران با هم مشاجره مي‌كنند و چون از پيدا كردن راه حل خسته شدند، نمي تونن بطور مؤثري مشكلشان را حل كنند. در اين مواقع وقتي نفر سومي به عنوان مشاور وارد مي‌شه به هردو آنها كمك مي‌كنه باصبر وآرامش ريشه بحثهاي خود را پيدا كنند. تأثير مفيد ديگري كه مشاوره روانشناسي براي حل مشكل زوجين دارد، اين است كه بعد از اينكه ريشه مشكل پيدا شد، و معلوم شد كه نقش هركدام از طرفين در اين دعواها به چه صورت است، شروع به دادن راهكارهايي براي جايگزين كردن رفتارهاي درست بجاي عادتهاي قبلي نادرست مي‌كند. مثل آموزش مهارت كنترل خشم ،كه دليل بسياري از مشكلات زناشويي است.

پس گاهي ما براي رفع مشكلات خود و رابطه‌مان نياز به فرد متخصصي داريم كه راهنماييمان كند و زندگيمان را از فروپاشي حفظ كند. اگر هر دو طرف تمايل و انگيزه لازم را براي حل مشكلشان داشته باشند، مي‌توانند با استفاده از مشاور روانشناسي بر مشكلشان پيروز شوند.در گرفتن اين مشاوره شما مطمئن هستيد كه با فردي كه از تخصص و تجربه مورد نياز بهره‌مند است صحبت مي‌كنيد.


براي كمك گرفتن از مشاوره روانشناسي قبل از ايجاد مشكلات عميقتر اقدام كنيد و از زندگي آرامتر بهره ببريد.

مشاور روانشناسي: مريم ناهيدي

كد مشاور: 2520

چهارشنبه ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

سالم ترین غذا در فصل تابستان

فصل گرما که فرا می رسد اشتهایمان نسبت به خوردن غذاهای گرم و پرکالری کاسته شده و بیشتر به دنبال غذاهایی سبک ، کم حجم ، خنک و در عین حال اشتها آور هستیم . در میان غذاهای ایرانی آاب دوغ خیار از این مزایا برخوردار است . این غذای حاضری بسیار خوش طعم با ظاهری دلنشین بوده که از ایام قدیم محبوبیت خاصی در میان تمامی اقوام ایرانی داشته است . ارزش تغذیه ای این غذای ساده و سنتی با توجه به مواد غذایی که در تهیۀ آن استفاده می شود بسیار زیاد است و غذایی مناسب برای فصول گرم سال محسوب می شود ، زیرا عطش را رفع کرده ، مفرح جان بوده و اشتهای رفتۀ مان را احیا می کند . این غذا معمولا از ترکیب ماست یا دوغ ، خیار رنده شده ، سبزی خوردن ( ریحان ، ترخون ، نعنا و تربچه ) ، گردو و کشمش به همراه یخ و نان تهیه می شود . البته برخی خانواده ها از خامه نیز در این غذا استفاده می کنند . اگر در تهیۀ آب دوغ خیار از تمام گروه های مواد غذایی استفاده شود ، می توان به یقین رسید که این غذا سالم ترین و مناسب ترین غذای فصل گرما به شمار می آید . مصرف مقادیر زیاد سبزیجات در این غذا می تواند فیبر ، ویتامین ها و املاح معدنی مورد نیاز بدن را تامین نماید . نعنا و ریحان موجود در آن بادشکن ، ضدنفخ و ضد سوزش معده بوده و عوارض گوارشی ندارد . تربچۀ آن سرشار از ویتامین ث و ید می باشد و به دلیل وجود گوگرد خاصیت ضدعفونی کننده دارد . ترخون آن نیز اشتها آور ، معطر ، سریع الهضم بوده و برای اعصاب بسیار مفید است . همچنین خیار موجود در این غذا سرشار از ویتامین ث می باشد و بسیار خنک بوده و شدیدترین عطش ها را فوری فرو می نشاند و خواب آور خوبی هم به شمار می رود . تنها عیب خیار آن است که دیرهضم بوده و اگر خیلی رسیده و زرد باشد ، باعث دل درد می شود . لذا برای کسانی که از ناراحتی گوارشی رنج می برند ، بهتر است خیار را بسیار ریز رنده کرده ، یا از آب آن در این غذا استفاده نمایند . اگر در تهیۀ آب دوغ خیار از تمام گروه های مواد غذایی استفاده شود ، می توان به یقین رسید که این غذا سالم ترین و مناسب ترین غذای فصل گرما به شمار می آید . همان طور که می دانید ، ماست موجود در این غذا نیز تامین کنندۀ کلسیم و پروتئین بدن و عاملی جهت بی خوابی های شبانه یه شمار می رود . لذا برای آن که وعدۀ غذایی شما کم کالری و کم چرب گردد ، لزوما از ماست کم چرب استفاده کنید . کشمش نیز در این غذا برای مزه دار کردن انتخاب مناسبی بوده و داروی رشد کودکان و نیرو دهندۀ سالخوردگان می باشد . این میوۀ مغذی پرانرژی و کم چرب و کم سدیم است ، ولی با وجود آنکه قند و کالری بالایی دارد ، به دلیل غنی بودن از پتاسیم ، مصرف آن را به بیماران مبتلا به فشار خون توصیه می کنیم . استفاده از گردو نیز بسیار توصیه می شود ، زیرا پتاسیم ، فسفر و اسید فولیک از شاخص ترین مواد مغذی آن به شمار می رود . این مغز پرچرب ، کلسترول بد خون را کاهش داده و به علت غنی بودن از ویتامین ها منجر به رفع خستگی و سستی می شود . در کل مخلفات گوناگونی که در این غذا به کار رفته ، آن را به غذایی کامل تبدیل کرده و از همه مهمتر آن که در مقایسه با غذاهای دیگر نیاز به طبخ نداشته و عوارض ناشی از حرارت پخت را به همراه ندارد . این غذا ، حاضری سالم و مفیدی است که اگر در شام به حد تعادل خورده شود ، مشکلی ایجاد نکرده و خوابی بدون کابوس را به همراه خواهد داشت .
Tebyan.net
شاد و تندرست باشید

فرناز زرساز مشاور تغذیه و رژیم درمانی
تماس : 9092301919 کد مشاور : 2270

دوشنبه ۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

خواص کنجد

پرسش :

خواص دارویی – غذایی کنجد چیست ؟

پاسخ :

1) وجود لسیتین فراوان در کنجد برای تقویت حافظۀ انسان بسیار موثر است .
2) سرشار از منیزیم و آهن بوده و سبب بهبود خستگی و ضعف عمومی و مانع از کم خونی می شود .
3) وجود املاح سدیم و پتاسیم در کنجد سبب تعادل آب بدن می شود .
4) سرشار از ویتامین های گروه B و ویتامین E و اسید فولیک است.
5) با داشتن کلسیم و فسفر فراوان سبب استحکام استخوان و جلوگیری از پوکی استخوان می شود .
6) بهترین غذا برای ورزشکاران و کسانی که دارای کارهای فکری هستند ، می باشد .
7) بازکنندۀ گرفتگی و انسداد عروق و نرم کنندۀ حلق و چاق کننده است .
8) اگر هنگام خواندن کتاب احساس خستگی فکری کردید ، کافی است مقداری کنجد بو داده بخورید تا خستگی تان برطرف شده و دوباره میل به خواندن کتاب و مطالعه پیدا کنید .
شاد و تندرست باشید
فرناز زرساز مشاور تغذیه و رژیم درمانی
تماس : 9092301919 کد مشاور : 2270

یکشنبه ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

با نوجوان خود چگونه رفتار كنيم؟

سلام، امروز دوست عزيزي بنام مينا با من تماس گرفت، مينا خانم 40 ساله‌اي بود كه از همسرش جدا شده و يك پسر 15 ساله داشت. او كارمند است و براي بهتر كردن جو زندگيش تلاش مي‌كند.نگراني او در ارتباط با رفتار با پسر نوجوانش بود.و دوست داشت در مورد اينكه به صورت كلي،چگونه با پسرش رفتار كند تا روابط صميمانه‌اي با او داشته باشد بيشتر بداند، و از من خواست تا كمكش كنم. در دوران نوجواني والدين با بعد جديدي از شخصيت و رفتار فرزندانشان روبرو مي‌شوند و بسياري از آنها با ديدن اين تغييرات رفتاري همراه با لجبازي، متعجب شده و گاهي موضع‌گيري مي‌كنند. در اين زمان اگر افراد بعنوان والدين نوجوان، از اتفاقاتي كه در حال وقوع است و نحوه درست رفتار با فرزندشان مطلع باشند، به صورت مناسبتري برخورد مي‌نمايند كه باعث مي‌شود، هم آرامش جو خانه حفظ شود و هم رابطه مؤثري داشته باشند. اصولي را كه در سبك رفتاريتان به عنوان والدين بايد رعايت كنيد را، در جواب سؤال ميناي عزيز و همه دوستاني كه فرزندان نوجوان دارند بيان مي‌كنم.

از او سؤال کنيد ولي قضاوت نکنيد
اگر مي‌خواهيد سر حرف را با فرزند نوجوان خود باز کنيد و در مورد يکي از رفتارهاي خاص او صحبت کنيد، يک نکته مهم را به خاطر بسپاريد: «احترام گذاشتن به شخصيت نوجوان اولين قدم براي نتيجه دادن اين بحث است.» هميشه فرض را بر اين بگذاريد که فرزند شما دليلي منطقي براي انجام کارهاي خود داشته است. وقتي والدين ياد بگيرند براي توصيف رفتارهاي نوجوانان واژه‌هاي «غلط» و «احمقانه» را به کار نبرند، فرزندان هم راحت‌تر با پدر و مادر خود درد دل خواهند کرد. «پرنتلين پلوس» يکي از موسسات معروف در زمينه روان‌شناسي نوجوانان در آمريکاست. متخصصان اين موسسه به والدين پيشنهاد مي‌کنند: «طوري رفتار نکنيد که انگار شما همه بايدها و نبايدها را مي‌دانيد. براي اينکه فرزندتان اجازه مداخله در مشکلات شخصي‌اش را به شما بدهد، بهتر است به او بفهمانيد نگران او هستيد. مثلا بگوييد که امروز مثل هميشه نيستي، نمي‌دانم چه موضوعي پيش آمده اما براي هر نوع کمکي مي‌تواني روي من حساب کني.»
اگر فهميديد که او سيگار يا مخدر مصرف مي‌کند...روان‌شناسان معتقدند بهتر است اولين برخورد پدر و مادر با نوجوان سيگاري خود خيلي تند نباشد. والدين بايد خيلي آرام اما با صراحت کامل در مورد سوءمصرف مواد، نوشيدن مشروبات الکلي يا سيگار کشيدن، با فرزند خود صحبت کنند. نوجوان بايد بفهمد که مصرف اين مواد ريشه در مشکلات شخصيتي دارد و علامت بزرگ شدن يا مهم بودن نيست. حتي پدر و مادرهايي که خودشان سيگار مي‌کشند مي‌توانند با صداقت کامل در مورد اين قضيه با فرزند خود صحبت کنند. آنها بايد جنبه‌هاي مثبت و منفي مصرف چنين موادي را براي نوجوان خود توضيح بدهند. اگر چنين والديني با فرزند خود صادق نباشند و فقط به او بگويند اين کار را نکن، مسلما فرزند نوجوان آنها با خود فکر مي‌کند پدر يا مادرش اصلا حق اظهارنظر در اين مورد را ندارد.
براي جرّ و بحث با او دنبال بهانه نگرديداگر از صبح تا شب سر هر موضوع کوچک و بزرگي بحث و غرغر کنيد، پس از مدتي فرزند شما فقط صداي شما را مي‌شنود اما به هيچ يک از حرف‌هاي شما گوش نمي‌دهد. بهتر است از بحث کردن در مورد مسايلي مانند نحوه لباس پوشيدن يا چيزهايي مشابه آن خودداري کنيد. در واقع بايد جا را براي موضوع‌هاي مهم‌تري مثل سيگار يا روابط صحيح با جنس مخالف باز بگذاريد.
با عصبانيت او مقابله به مثل نکنيد

نوجوانان اغلب عصبانيت خود را بر سر نزديک‌ترين فرد خانواده خالي مي‌کنند. دليل اين امر تنفر آنها از اين فرد نيست بلکه به گفته روان‌شناسان نوجوانان وقتي خيلي سردرگم و عصبي مي‌شوند احساسات خود را در مقابل کسي بروز مي‌دهند که بيشترين اعتماد را به او دارند. در واقع وقتي فرزند نوجوان‌تان به شما مي‌گويد: «از تو متنفرم» معناي ديگري در پس اين حرف نهفته است. او در اين لحظه، غمگين، عصباني و سردرگم شده اما هيچ راهي براي ابراز هيجانات خود پيدا نکرده است.
بحث را با پرسش‌هاي منظوردار شروع نکنيد

گاهي نوجوانان به بعضي سوال‌ها جواب سربالا مي‌دهند. مثلا نوجواني را تصور کنيد که مبتلا به بيماري بي‌اشتهايي عصبي است. وقتي والدين او مي‌پرسند: «امروز ناهار چه خورده‌اي؟» يا مثلا مي‌گويند: «مي‌خواهي با اين کارها خودت را مريض کني؟»، مطمئنا نوجوان يا به شکلي عصبي و پرخاشگر با آنها برخورد مي‌کند يا جواب دروغ به آنها مي‌دهد. اگر مي‌خواهيد بحثي منطقي و نتيجه‌دار داشته باشيد، صحبت خود را با سوال‌هايي کلي شروع کنيد تا بحث کم‌کم پا بگيرد. مثلا بگوييد: «چه خبر؟، روزت را چطور گذراندي؟» همين سوال‌هاي ساده باعث مي‌شود فرزند شما کم‌کم شروع به حرف زدن کند و خيلي از مسايل خود را با شما درميان بگذارد.
تصميم را به عهده خودش بگذاريد

ضرب‌المثل معروف ماهي و ماهيگيري را به خاطر داريد؟ بهتر است به جاي اينکه سعي کنيد ماهي‌اي را که خود صيد کرده‌ايد به زور به فرزندتان بدهيد، ماهيگيري را به او بياموزيد. هنگام مواجهه با مشکلات کافي است استعدادها و توانايي‌هاي فرزند خود را به او يادآوري کنيد. در ضمن به او بگوييد که در هر شرايطي پشتيبان و ياور او خواهيد بود.

سعادتمند باشيد
مشاور روانشناسي: مريم ناهيدي
كد مشاور: 2520
منبع: هفته‌نامه سلامت

 

شنبه ۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

نقش آقايان در كاهش افسردگي پس از زايمان


افسردگي پس از زايمان موضوعي است كه تعدادي از مادران عزيز را درگير خود مي‌كند، اين حالت كه به صورت احساس ناتواني در نگهداري كودك، زود رنجي، احساس غمگيني و بيهودگي، زود گريه افتادن و كم شدن اشتها خود را نشان مي‌دهد مي‌تواند تأثير زيادي در خانواده و روابط همسران بجا گذارد. در اين زمان خانواده و مخصوصا همسر نقش بسزايي را ايفا مي‌كند و مي‌تواند با حمايتهايش باعث آرام شدن مادر شود.

حضور دلگرم‌کننده همسران و نقش حامي آنها در دوران بارداري مي‌تواند، زن را براي تجربه کردن يکي از دل‌پذيرترين اتفاق‌هاي زندگي خود، آماده کند. تاثير صحبت‌هاي پي‌درپي و تنها نگذاشتن زن در دوران بارداري از جمله مواردي است که آقايان مي‌توانند با استفاده از آن، همسران خود را در رسيدن به شرايط رواني مناسب ياري کنند. مرد مي‌تواند با صحبت‌هاي خود، باور زيبايي تولد فرزند را در زن تقويت کرده و با ايجاد محيطي عاطفي و گرم، وي را از لحاظ روحي تحکيم کند.
حضور مرد پس از شروع علايم افسردگي در زن نيز بسيار موثر و قابل‌توجه است. در برخي از موارد، آقايان علايم افسردگي را تمارض زن تصور کرده و توجهي به وي نمي‌کنند که اين امر ناشي از عدم آگاهي وي از وجود چنين حالت‌هاي احتمالي پس از زايمان است. بحث آموزش در اينجا مطرح مي‌شود، بي‌شک افزايش سطح آگاهي در دوران بارداري به همسران کمک خواهد کرد تا از مشکلات بعدي پيشگيري شود. آقايان با استفاده از آموزش‌هاي مناسب، قادر خواهند بود علايم افسردگي پس از زايمان را شناسايي کرده و در صورت بروز علايم، اقدامات لازمي را مانند مدارا با شرايط همسر، ياري رساندن به وي براي کارهاي مرتبط با کودک، فراهم کردن شرايط کسب آرامش همسر مانند تفريحاتي نظير پياده‌روي، اختصاص دادن زماني براي شنيدن صحبت‌هاي همسر و مراجعه به مشاور در موارد لازم اشاره کرد.
در برخي از موارد مشاهده شده آقايان نيز دچار افسردگي پس از زايمان مي‌شوند. در اين مواقع غالباً آقايان از احساس در حاشيه قرار گرفتن که در پي توجه زن به کودک است، دچار افسردگي مي‌شوند. در برخي از موارد آقايان گمان مي‌برند کودک تنها به زن تعلق دارد. همچنين آشفتگي جنسي پس از زايمان همسر، آقايان را تحت‌تاثير قرار خواهد داد. رفتارهاي حمايت‌گر زن، احساس صميميت مابين زوجين، درک متقابل از يگديگر و احاطه به شرايط دور از انتظار مانند انتظار براي جنسيت خاص براي فرزند و تولد کودک با جنسيتي ديگر از جمله مواردي است که مي‌توان به وسيله آن از اين مشکلات پيشگيري کرد.

شاد باشيد
مشاور روانشناسي: مريم ناهيدي
كد مشاور: 2520

منبع: هفته ‌نامه سلامت

تراژدی تجاوز

پرسش:با سلام ...
دختری 25 ساله هستم و 4 ماه است که ازدواج کرده ام.متاسفانه در سن 13 سالگی به علت یک سری شرایط خاص و غفلت و اعتماد پدر و مادرم به آن مرد مورد سوءاستفاده یکی از اقوام قرار گرفتم.
بعد از آن حادثه تلخ تمام روابط فامیلی ما با آن شخص به طور کامل قطع شد و خوشبختانه من مورد حمایت شدید خانواده ام قرار گرفتم و کم کم با کمک پدر و مادرم آن حادثه را فراموش کردم.
اما حالا با وجود اینکه همسرم را بسیار دوست دارم و او در جریان همه زندگی من قرار دارد اما در روابط زناشویی بشدت دچار مشکل هستم و تمام آن خاطرات فراموش شده دوباره به من هجوم می آورند.
نمی خواهم زندگی خوبم دچار مشکل شود ولی نمی دانم چه کنم...
پاسخ:درود بر شما...
دوست عزیزم...در کنار تراژدی زندگیت و تمام درد و رنجی که در تمام آن سال ها متحمل شدی بسیار خوشحالم که کسی را یافتی که تا این اندازه آگاهی دارد که به انسان ها فارغ از مسائل نا خواسته پیرامون ارزش می نهد.
اما در مورد مشکل فعلی باید حضورا به روانشناس مراجعه کنی.پیشنهاد میکنم که بار اول تنها مراجعه کنی و با صلاحدید مشاورت و هر زمان که تشخیص داد با همسرت دوره را ادامه دهی.
تنها این را می توانم به تو عزیز بگویم که شاید مشکل از اینجاست که تو و پدر و مادرت تنها قصد فراموش کردن داشتید و از آنجایی که این امر غیر ممکن است اکنون و با بروز شرایطی که آن خاطرات را تداعی می کند ...ذهن تو آشفته می گردد و به طور قطع قادر به برقراری رابطه ای سالم و بدور از تنش نخواهی بود.
گاهی اتفاقاتی در زندگی ما می افتد و آن هنگامی است که ما باید با کمک متخصص بیاموزیم که آن ها را به عنوان یک واقعه تلخ در گوشه کنار قلبمان بپذیریم نه آنکه فراموش کنیم.
و در آخر به تو اطمینان می دهم که با کمک حرفه ای قادر به فائق آمدن بر این شرایط خواهی بود و جایی برای نگرانی نیست.
با آرزوی بهترین ها برای خانواده دو نفره و زیبای شما...
مشاور روانشناس:الناز گیوه چی
کد مشاوره:3170

جمعه ۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

کودک آزاری جنسی

پرسش : سلام خانم ، من 35 ساله هستم و 5 سال قبل به علت مشکلاتی که با شوهرم داشتم از او جدا شدم و 2 سال بعد مجددا ازدواج کردم . یک دختر 11 ساله دارم که با ما زندگی می کند . پدر دخترم هم ازدواج کرده و هر چند یک ماه او را می بیند . رابطۀ همسر دومم با دخترم چندان جالب نیست . او اصولا آدم خشکی است و نمی تواند محبتش را نشان دهد . تقریبا کاری به کار ما ندارد ؛ ولی همیشه از او حساب می بریم و سعی می کنیم که او را عصبانی نکنیم . دخترم مدتی است که اخلاقش عوض شده ، افت تحصیلی پیدا کرده و مرتب گریه می کند ، آه می کشد و گاهی می گوید خدا مرا نمی بخشد . این اواخر حس می کنم که علائم بلوغ در او دارد ظاهر می شود ؛ این مساله روی اخلاقش هم اثر گذاشته است .
وقتی که 4-3 ساله بود یک بار او را با بچه های هم سنش دیدم که دکتر بازی (بازی های جنسی ) می کردند . همان موقع مچش را گرفتم . خیلی دعوایش کردم و یادم می آید که او را جلوی همبازی هایش کتک زدم تا یادش باشد که دیگر از این کارها نکند . تا مدتی به او می گفتم که خدا او را نمی بخشد و اگر این کار را تکرار کند در آتش جهنم خواهد سوخت . او دیگر راجع به این مسائل با من حرفی نزد و هیچ سؤالی نپرسید .
به طور اتفاقی ، چند روز پیش که او را به گردش برده بودم و در رابطۀ خوبی با هم بودیم ، ناگهان سر صحبت را باز کرد و تعریف کرد که چه طور چند ماه قبل که در پارکینگ منزل مشغول دو چرخه سواری بوده ، سرایدار ما که سالهاست با همسر و فرزندانش در این خانه زندگی می کند ، از خلوتی خانه استفاده کرده و او را به بهانه ای به اطاق خودشان برده است . ابتدا با رفتاری پدرانه او را جلب کرده و سپس نوازش ها و رفتار غیر معمولی از خود نشان داده و حتی تصاویر ناجوری به او نشان داده است . دخترم احتمالا در حین لذت بردن ، شوکه شده و با ناباوری او را ترک کرده است . این اتفاق روی او اثر خیلی بدی گذاشته و احساس گناه شدیدی در او ایجاد کرده است . از ترس این که او را دعوا کنم و یا این که خودش را مقصر بدانم به من نگفته است . من از این موضوع خیلی ناراحت شدم ، چون مشابه آن در کودکی برای خودم هم پیش آمده بود . من که ترسیده بودم برای پدرم تعریف کردم ولی او مرا دعوا کرد و تقصیر را گردن خودم انداخت و از من هیچ حمایتی نکرد . در این رابطه من لطمۀ زیادی خوردم ، به طوری که نمی توانستم به مرد ها اعتماد کنم . مشکلات با همسر اولم هم بی ارتباط با این موضوع نبود .
حالا من نمی توانم این مساله را با همسرم در میان بگذارم چون می ترسم خون به پا کند . از طرفی دیگر دخترم توقع دارد از او حمایت کنم و مرتب می پرسد که چه اقدامی کرده ام . به نظر شما چگونه می توانم بدون آن که آبروریزی شود این کار را انجام دهم ؟
پاسخ : سلام خانم عزیر . باید خوشحال باشید که دخترتان به شما اطمینان کرده و مسالۀ مهمی که او را مدت هاست می آزرده با شما در میان گذاشته است و از طرفی دیگر خدا را شکر کنید که در این رابطه به او آسیب جسمی نخورده است ، گرچه آسیب روانی ناشی از آن کمتر از آسیب جسمی نیست .
مشکلی که برای فرزند شما به وجود آمده یک کودک آزاری جنسی است که بسیار رواج دارد. این مشکل می تواند برای کودکان دیگر نیز به وجود آید و علت اصلی آن آموزش ندادن آنها برای شناخت و مقابله با چنین مواردی است . از کودکی باید به فرزندانمان خود بیاموزیم که مرز ها را بشناسند و به کسی اجازه ندهند به نقاطی از بدنشان که نقاط خصوصی آنهاست دست بزند یا ببیند و همچنین آنها را وادار کند که بدن آن افراد را لمس کنند و ببینند . اگر به کودکان خود این اطمینان را بدهیم که در چنین مواقعی از آنها حمایت می کنیم ، از تهدید های آنها نمی هراسند و با جرات بیشتری از خود دفاع می کنند . برخورد شما با او در سن 4 -3 سالگی موجب شده که در حال حاضر با برخورد با موردی مشابه ، چنین حس گناه شدیدی در او ایجاد شود و در عین حال جرات باز گویی آن را به دیگران نداشته باشد .
درصورت مشاهدۀ بازی های جنسی کودکان بهتر است که از بروز رفتارهای پرخاشگرانه بپرهیزیم و با یک تذکر ، جو بازی را عوض کنیم و بعد از آن به تنهایی با کودک صحبت کنیم و به او اجازه بدهیم سؤالات خود را بپرسد و پاسخ هایی در حد فهم او داشته باشیم .البته لزومی ندارد که یکباره و به طور مشروح همۀ مطالب را بگوییم . این نوع بازی ها خواه ناخواه برای همۀ کودکان در این سن پیش می آید و علت اصلی آن شناخت جنسی خود و دیگران می باشد که البته نباید به صورت عادت در بیاید .
دختر شما در ضمن آن که در شرف بلوغ قرار دارد و از کنجکاوی خاصی برای این مسائل برخوردار است و سوالات زیادی درذهنش دور می زند ، جرات بیان آنها را به مادرش ندارد . شما با نزدیک شدن به او و پاسخ گویی به موقع به سوالاتش می توانید کمکش کنید . از طرفی دیگر فرزند شما به محبت پدر نیاز دارد که نه از طرف پدر اصلی اش و نه از همسر شما دریافت می کند . در این مورد اگر پدرش را نمی توانید قانع کنید که به او توجه بیشتری داشته باشد ، بهتر است با همسرتان صحبت کنید و در بهبود رابطۀ آنها کوشش کنید . با گردش ها و تفریحات سه نفره و گاه سپردن بعضی از مسئولیت های دخترتان به همسرتان (مثل سرزدن به مدرسه و یا خرید لوازم التحریر و وسایل بازی با یکدیگر ) می توان آنها را بیشتر به هم نزدیک کرد . ضمنا برای این که چنین مساله ای برای سایر کودکان ساکن این ساختمان پیش نیاید باید اقدام جدی در مورد این سرایدار انجام داد و اگر همسرتان نمی تواند رفتاری کنترل شده داشته باشد ، می توا نید با در میان گذاشتن این موضوع به صورت سرپوشیده با همسایه ای که بیشتر با آن نزدیک هستید ، از او کمک بگیرید . شاید موارد مشابهی برای فرزندان دیگر همسایه ها هم پیش آمده ولی آنها هم به خاطر چنین ملاحظاتی برملا نکرده اند .
با ابراز محبت بیشتر به دخترتان و گذاشتن وقت کافی برای او و همچنین با بیان این که به او اطمینان دارید و او همچنان دختر پاک و نجیبی است و او مقصر نمی باشد ، می توانید از آسیب وارد شده به او ، بکاهید .
با آرزوی شادی و سلامتی برای همۀ کودکان دنیا
منصوره اربابی – کد 3160
مشاور کودک ، خانواده و مسائل جنسی

پنجشنبه ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

پرسش : زنی 25 ساله ام . نزدیک به یک ماه است که با پسری 32 ساله عقد کرده ام . ازشروع آشنایی وخواستگاری و عقد ما کمتر از 4ماه گذشته است . هردو ما لیسانس حسابداری داریم ودر یک اداره کار می کنیم, البته در قسمت های مختلف.
موضوعی در این چند روز اخیر باعث ناراحتی ام شده و نگران هستم وباعث شده که با شما تماس بگیرم . همسرم این روزها اخلاقش خیلی عوض شده ومثل روزهای اول آشنایی ویا اوایل بعد از عقد نیست .بیشتر در خودش فرو می رود وآن سرحالی وشادابی را ندارد. نمی دانم از دست من ناراحت است ؟ دراین روز ها به دفعات پرسیده ام که ازدست من ناراحت است , و او اطمینان می دهد که اینطور نیست .در مورد مشکلات مالی ویا شغلی اش می پرسم , باز تأکید می کند که مشکلی دراین موارد ندارد .تنها حرفی که برای علت این حالتش می گوید , اینست که گهگاهی اینطور می شود ودر خودش فرو می رود وبعد بهتر می شود . نمی دانم باز باید پیگیر باشم ویا نه ؟
پاسخ : سلام . باتوجه به مدت کوتاه آشنایی وعقد شما که از طریق خواستگاری بوده , شناخت بیشتر خصوصیات همسرتان نیاز به زمان دارد . به خصوص به اشاره ایشان که گاهی دچار این حالت می شود ود رخودش فرو می رود و شما نمی دانید که این حالت درایشان سابقه داشته ویانه؟
زنها , معمولآ در این طور مواقع نگران می شوند و بیشتر اوقات کم حرفی و تغیرات رفتار همسرشان را در رفتار خودشان جستجو می کنند , وحتی به دفعات می پرسند که آنها باعث این تغیر رفتار همسرشان بوده اند واگر هم به آنها اطمینان دهند که اینطور نیست , باز از نگرانی آنها چیزی کم نمی شود . اماباید بدانید که بسیاری از مردان هم خصوصیات خاص خودشان را دارند . به طور مثال : برای حل مشکلشان از کسی کمک نمی گیرند و یا آنرا مطرح نمی کنند و سعی دارند که خودشان آنرا حل کنند . به قولی به غار تنهایی خودشان می روند و بعد از مدتی ازآن بیرون می آیند . شاید همسر شما نیز اینگونه رفتار می کند و مشکلاتی دارد که با توجه به به خصوصیات خود و مدت کوتاه شناخت شما , هنوز آن نزدیکی و صمیمیت را ندارد که مسایلش را با شما مطرح کند . شاید می ترسد که باعث نگرانی شما شود و یا احتمالات دیگر .
بااین وجود صبور باشید و نگرانی خودرا تکرار نکنید و از او تأییدی مبنی برای مقصر نبودن خود نگیرید . شاید همانطور که گفته این حالت دروجودش هست و بعد از گذر آن به حالت اولیه اش بر می گردد .ویا به شما می گوید که که از چه چیز ناراحت بوده است .
نام مشاور : هاۀیده ناصحی نژاد
کد مشاورز : 3120




وابستگی شدید به مادر

پرسش: سلام . زنی 29 ساله وخانه دار هستم . همسرم تکنیسین است ودر کارخانه ای کار می کند . پسری3 ساله داریم . کودکم خیلی به من وابسته است وهمسرم رابطه صمیمی بااو ندارد .مدت کوتاهی است که متوجه شده ام که تیروۀیدم مشکل دارد وبرای تشخیص تومور , باید به مدت 48 ساعت بعد از تزریق موادرادیو اکتیو درخانه قرنطینه باشم . بخصوص پسرم نباید دراین مدت کنار من باشد . باتوجه به وابستگی پسرم خیلی نگرانم .ازیک سو همسرم خیلی احساس مسُولیت ندارد وکارش را بهانه می کند و ازجهت دیگر خیلی نگرانم که نکند یک تومور بدخیم داشته باشم . وقتی 5 ساله بودم , پدرم را ازدست دادم و سال گذشته مادرم را . درخانواده ما سابقه سرطان وجوددارد.
خواهرم اعلام آمادگی کرده که دراین مدت ازاو مراقبت خواهد کرد . نگران آینده پسرم هستم . نمی دانم چکار کنم ؟

پاسخ : مادرجوان بسیار عزیز .درشرایط حساس کنونی , سلامت شما بیش از هر چیز دیگر اهمیت دارد و امروز و فردا کردن برای تشخیص ودرمان می تواند شمارا درشرایط دشواری قرار دهد . نگرانی شما برای پسرتان قابل درک است . ا ما نکته ای که باید به آن بسیار توجه کنید اینست که همسر شما و پدر فرزند تان دراین شرایط حساس باید درکنار شما باشد و حمایت عاطفی خودرا از شما دریغ نکند . بهانه هایی چون کاردارم , دراین شرایط قابل توجیه نیست . ازاو بخواهبد که دراین زمان مرخصی بگیرد ودر درجه اول او در کنار فرزندتان باشد .همسران , پشتیبان یکدیگر درتمام مراحل زندگی و بخصوص در زمان بیماری می باشند . این حق شماست .انتظار داشته باشید و بخواهید .
کودک شما می تواند دراین مدت کوتاه هم ازحمایت خاله اش بهره گیرد . او می تواند به طور پیوسته باشما تماس تلفنی داشته باشد و کمی از دلتنگی اش کمتر شود .
شماباید بدانید که دراین لحظات خطیر , اضطراب و نگرانی , شرایط جسمانی شما را بدتر خواهد کرد .باامید به اینکه این تومور از نوع خوش خیم باشد ودرصورت بدخیمی هر کاری که درجهت درمان شماست در الویت است .
نام مشاور : هاۀیده ناصحی نژاد
کد مشاور 3120



مسرم تکنیسین است ودر کارخانه ای کار می کند . پسری3 ساله داریم . کودکم خیلی به من وابسته است وهمسرم رابطه صمیمی بااو ندارد .مدت کوتاهی است که متوجه شده ام که تیروۀیدم مشکل دارد وبرای تشخییص تومور ,باید به مدت 48 ساعت بعد از تزریق موادرادیو اکتیو درخانه قرنطینه باشم .بخصوص پسرم نباید دراین مدت کنار من باشد .باتوجه به وابستگی پسرم خیلی نگرانم .ازیک سو همسرم خیلی احساس مسۀولیت ندارد وکارش را بهانه می کند و ازجهت دیگر خیلی نگرانم که نکند یک تومور بدخیم داشته باشم . وقتی 5 ساله بودم پدرم را ازدست دادم و سال گذشته مادرم را . درخانواده ما سابقه سرطان وجوددارد.
خواهرم اعلام آمادگی کرده که دراین مدت ازاو مراقبت خواهد کرد . نگران آینده پسرم هستم . نمی دانم چکار کنم ؟

پاسخ : مادرجوان بسیار عزیز .درشرایط حساس کنونی ,سلامت شما بیش از هر چیز دیگر اهمیت دارد و امروز و فردا کردن برای تشخیص ودرمان می تواند شمارا درشرایط دشواری قرار دهد..نگرانی شما برای پسرتان قابل درک است ,اما نکته ای که باید به آن بسیار توجه کنید اینست که همسر شما و پدر فرزند تان دراین شرایط حساس باید درکنار شما باشد و حمایت عاطفی خودرا از شما دریغ نکند . بهانه هایی چون کاردارم ,دراین شرایط قابل توجیه نیست . ازاو بخواهبد که دراین زمان مرخصی بگیرد ودر درجه اول او در کنار فرزندتان باشد .همسران , پشتیبان یکدیگر درتمام مراحل زندگی و بخصوص در زمان بیماری می باشند . این حق شماست .انتظار داشته باشید و بخواهید .
کودک شما می تواند دراین مدت کوتاه هم ازحمایت خاله اش بهره گیرد . او می تواند به طور پیوسته باشما تماس تلفنی داشته باشد و کمی از دلتنگی اش کمتر شود .
شماباید بدانید که دراین لحظات خطیر , اضطراب و نگرانی ,شرایط جسمانی شما را بدتر خواهد کرد .باامید به اینکه این تومور از نوع خوش خیم باشد ودرصورت بدخیمی هر کاری که درجهت درمان شماست در الویت است .

مشاور روانشناس : هایده ناصحی نژاد
کد مشاور 3120




چهارشنبه ۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

بارداري ميل جنسي را کم مي‌کند يا زياد؟

به‌طور معمول زوج‌ها طي بارداري تغييراتي را در روابط ميان‌فردي خود تجربه مي‌کنند که يکي از آنها روابط جنسي است. فعاليت جنسي در حاملگي مي‌تواند تحت تاثير عواملي قرار گيرد که از آن جمله مي‌توان به اين موارد اشاره کرد: شيوه جنسي زوج‌ها پيش از بارداري، مفهوم روابط زناشويي در نظر همسران، وضعيت سلامت جسمي و رواني و عوارض دوران بارداري، باورها و ويژگي‌هاي فرهنگي زوج‌ها، نحوه برخورد آنها به تغييرات فيزيکي زنان طي حاملگي و در ضمن ترس از صدمه به جنين در زمان نزديکي.....

در بارداري محدوديت‌هايي براي روابط زناشويي وجود دارد که عبارت‌اند از:

• سابقه سقط يا تهديد به سقط يا زايمان زودرس
• سابقه انقباضات خود به خودي رحمي، خون‌ريزي و يا پارگي زودرس پرده دور جنين
• نارسايي دهانه رحم و همچنين تعداد زايمان‌هاي متعدد
• 4 تا 6 هفته آخر بارداري
• سابقه فشارخون حاملگي
• برخي موارد ديگر که به وسيله پزشک يا ماما عنوان شود.

با وجود موارد بالا، اگر حاملگي طبيعي باشد و پزشک يا ماما مانعي براي نزديکي زوج‌ها عنوان نکند روابط بلامانع است و در سه ماهه سوم با نظر پزشکي که حاملگي را پيگيري مي‌کند نيز مي‌تواند ادامه يابد. هرچند در حاملگي به خصوص ماه‌هاي آخر بايد پوزيشن و وضعيت مناسبي در حين نزديکي در نظر گرفته شود که به شکم زن حامله فشاري وارد نيايد.

پيش از اين گفته بودم شايد بعضي خانم‌ها در حين بارداري به‌خصوص سه ماهه اول با کاهش ميل جنسي روبه‌رو شوند که در برخي متون اين مساله را به خستگي و تهوع ناشي از مراحل اوليه رشد جنين و جفت نسبت مي‌دهند. در برخي از خانم‌ها اين مساله درست به عکس اتفاق مي‌افتد و منجر به افزايش تمايلات جنسي زن در سه ماهه اول مي‌شود. به‌طور کلي اگر منعي براي رابطه جنسي در بارداري نيست تعامل و تماس لازم است و نوازش کردن خانم‌ها در دوران بارداري به آرامش فکري و رواني آنها کمک مي‌کند و موجب مي‌شود فرزند شادتري به دنيا بياورند و پس از زايمان نيز زودتر به زندگي زناشويي خود بازگردند. پس از تولد فرزند نيز عموما چند هفته (6-4 هفته) طول مي‌کشد تا مادران بتوانند در کنار رسيدگي به نوزاد خود را براي رابطه جنسي آماده کنند. به‌خصوص در اوايل رشد بچه، ممکن است زوج‌ها حريم خصوصي نداشته باشند تا احساسات جنسي خود را بروز دهند. توصيه مي‌کنم حتما به حفظ اين حريم خصوصي در هر مرحله از زندگي بپردازيد تا زندگي جنسي و به دنبال آ‌ن ساير ابعاد زندگي مشترک را با نشاط در کنار هم طي کنيد.

 دکتر غلامحسين قائدي/ روان‌پزشک کلينيک سلامت خانواده

عضو هيات علمي دانشگاه شاهد

منبع: هفته نامه سلامت